نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در روی تو میبينم، مهر رخ سرمد را در وصف تو میخوانم، ما كان محمد را يا نبي الله يا رسول الله ای عرش زمين بوست، ای چرخ زمين گيرت ای دست قضا دائم، در پنجهی تقديرت هم پای رُسُل بسته، در حلقهی زنجيرت هم قلب ملک روشن، در مكتب تنويرت پاكان دو عالم پاک، از آيهی تطهيرت حُسن ازلی پيدا بر، خلق زِ تصويرت در روی تو میبينم، مهر رخ سرمد را در وصف تو میخوانم، ما كان محمد را خورشيد اگر وام از رخسار تو نستاند تا حشر زِ بی نوری بر كام افق ماند جبرئيل امين خود را محتاج تو میداند بر خيل ملک دائم اوصاف تو میخواند حق عالم خلقت را بر گِرد تو گرداند حيدر در مدح از لب بر پای تو افشاند با آن كه بود مولا مخلوق دو عالم را فرمود كه من عبدم پيغمبر اكرم را در روی تو میبينم مهر رخ سرمد را در وصف تو میخوانم ما كان محمد را بر خيل رُسُل بودی ز آغاز پيمبر تو قرآن و نبوت را اول تو و آخر تو مينای ولايت را ساقی تو ساغر تو قانون نبوت را قاضی تو و داور تو خوبان دو عالم را مولا تو و سرور تو ما ذرهی ناچيز و خورشيد منوّر تو در روی تو میبينم مهر رخ سرمد را در وصف تو میخوانم ما كان محمد را
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد