نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(خدا لعنت کنه دومی رو) ۲ که تو کوچه راه مادرم رو بست بالا برد دستشو بی حیای پست جوری سیلی زد که گوشواره شکست خدا لعنت کنه دومی رو مادرم رو زد منو بیچاره کرد بی حیا به قنفذ اشاره کرد چادر مادرمونو پاره کرد مادرم افتاد حس میکردم آسمون رو سرم افتاد مادرم غش کرد و پدرم افتاد مادرم سیلی خورد خواهرم افتاد من و مادر و یه عده نامرد من و مادر و منای بی درد زجه میزدم که مادرم مرد یه نفر ما رو کمک نمیکرد خدا لعنت کنه دومی رو رشته زندگی ما رو گسست نامه داد برا معاویهی پست یه جوری لگد زدن که در شکست خدا لعنت کنه دومی رو که خودش نوشته حرف بد زدن سوره ی کوثر و با لگد زدن سوز جانش رو میشنیدم نفس ناتوانش رو میشنیدم صدای شکستن استخوانش رو.. (بازوی ابالحسن رو بستی بازوی فاطمهشو شکستی پیش چشمای علی تو کوچه پهلوی فاطمه رو شکستی) ۲ وای مادرم... ای وای مادرم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد