نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تا حسین است چه حاجت به عطای دگران تا حسین است، مگو مدح و ثنای دگران او که در هر دو سرا مظهر الطاف خداست می زنی از چه دگر، باب سرای دگران آبروی تو رود از کف و ناکام شوی مگشا دست نیازت به عطای دگران سائل درگه او، در دو جهان است عزیز من سرافکنده و مسکین، چو گدای دگران یار اغیار مشو، جز به ره راست مرو عمر بر باد مده مفت، برای دگران تا فریبت ندهد وسوسه ی شیطان ها دل مده گوش مکن، خود به ندای دگران نیست خیری به خدا، جز به سرای ده و چار چون هم آغوش نیاز است، غنای دگران جز خدای خود و مردان خدا مدح مکن پای گیر تو شود مدح خطای دگران تا چو فطرس، پر و بالت بدهد عشق حسین مگشا بال محبت به فضای دگران ای مسلمان، حسنی باش و حسینی همه عمر سنگ بر سینه مزن، زیر لوای دگران تا حسین است، به دل راه مده عشق کسی چون که دل، جای حسین است نه جای دگران اشک و لبخندت اگر وقف حسین ابن علی ست یاد او باش به هر جشن و عزای دگران با وجود حرم او که بود رشگ بهشت نکند جلوه دگر، صحن و سرای دگران راهیان حرمش، خنده کنان گریانند کس ندیده است چنین، حال و هوای دگران چهره گلگون تو ز خون کن، که بود رنگ حسین پیش او رنگ ندارد چو حنای دگران نینوایی شد اگر شعر ” حسان ” جاوید است چون که نابود شود، نای و نوای دگران ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد