نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(به قلادۀ نفس گشتم اسیر)2 شدم زار و شرمنده و سر به زیر تهی دستم و بینوا و فقیر مرا کس نخواند ذلیل و حقیر مقامم بود بس بزرگ و خطیر (امیری حسین و نعم الامیر)5 حسین از کرم انتخابم کند غلام غلامش خطابم کند گدای در خود حسابم کند بهشتم برد یا عذابم کند به عشقش اسیرم، اسیرم، اسیر (امیری حسین و نعم الامیر)5 خیالش ز من دلربایی کند غمش در دلم خودنمایی کند نوایش مرا نینوایی کند بلایش مرا کربلایی کند بدانند خلق از صغیر و کبیر (امیری حسین و نعم الامیر)6 (منم عار او، او بود یار من)2 ز لطف و کرامت، خریدار من نبودم که او بوده دلدار من غمش شد انیس دل زار من از آن دم که مادر مرا داده شیر (امیری حسین و نعم الامیر)2 اگرچه گنهکار و آلودهام به خاک مزارش جبین سودهام دمی بیولایش نیاسودهام گرفتار و دلدادهاش بودهام از آن دم که آب و گلم شد خمیر امیری حسین و نعم الامیر ز خون جگر پاک پاکم کنید سپس عاشق سینهچاکم کنید به تیغ محبّت هلاکم کنید به صحن اباالفضل خاکم کنید که خاکم دهد بوی مُشک و عبیر (امیری حسین و نعم الامیر)2 به زخم جبین پیمبر قسم به رخسار خونین حیدر قسم به محسن، به زهرای اطهر قسم به سبطین و عباس و اکبر قسم به هفتاد و دو عاشق بینظیر (امیری حسین و نعم الامیر)2 (به هر کوی و هر بزم و هر انجمن)2 سرم خاک پای حسین و حسن پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من حسینی بمان و حسینی بمیر امیری حسین و نعم الامیر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد