علی رو خونه خراب نکن، نرو زهرا انقده نگاه نکن میخِ درو، زهرا انگاری خداروشکر بهتری خانومم فضه گفت جارو زدی باز خونه رو، زهرا با این نفسات آتیشم نزن آخرم بهم نگفتی چی دیده حسن پیرم میکنه فکرِ رفتنت (این خونه دیگه خونه نمیشه برا من)۲ علی رو تنها نذار با غصههاش، نرو زهرا یه کمی به فکرِ این بچهها باش، (نرو زهرا)۲ (ببین میتوانی بمانی، بمان)۲ (عزیزم تو خیلی جوانی، بمان)۲ ***** لااقل یه کم بخند، علی بشه خوشحال چند روز دیگه بمونی میشی نوزده سال حالا که داری میری، قرارمون باشه ساعت سه، روز عاشورا، تهِ گودال دعوا شد سرِ یه پیروهنه خیمه حتی دستِ خولیِ بد دهنه یکی با لگد، یکی با عصا قُربَةً اِلَی الله، هرکی میاد میزنه (ببین میتوانی بمانی، بمان)۲ (عزیزم تو خیلی جوانی، بمان)۲