نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای جان بر لب آمده جانی برای من (پا رو به قبله تاب و توانی برای من)2 خیلی توقع علی از تو زیاد نیست (تنها همین که زنده بمانی برای من)2 یک ذره ام به فکر خودت باش فاطمه بس نیست این همه نگرانی برای من من بی قرار لحظه ای آرامش توأم اما تو فکر پختن نانی برای من در پاسخ سلام فقط سعی می کنی تا پلک ها بهم برسانی برای من من که گله ندارم از این وضع بگذر از تغییر شکل کمانی برای من (ممنونم اگر نروی، میمیرم اگر بروی) 2 ای مسیحای علی اعجاز کن، مشکل مشکل گشا را باز کن این سخن ورد زبان ها افتاد، دیدی آخر علی ازپا افتاد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد