نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای اُمّ لیلا پَر درآوردی بهر حسینم حیدر آوردی از شوقِ امشب دیده زمزم شد رویم به رسوایی مصمّم شد فرزندِ لیلا دیده چون وا کرد حسرت گریبانگیر مریم شد عباس بود و با علیاکبر پشتِ امامت قرص و محکم شد با لب زدن بر جامِ تسلیمش موسی نبی شد، آدم آدم شد در عالم زر تا اذان فرمود عیسی به اذنش صاحبِ دَم شد حیدر اگر مصداق داور بود این طفل حیدر را مجسّم شد یک گوشه از عمّامهی مولا کم شد ولی اکبر مُعمَّم شد شهزاده در دربار میآید با غمزهی بسیار میآید روحُلامین تکبیر میگوید پیغمبری انگار میآید با رشتهی جان، یوسف کنعان امشب سر بازار میآید حلّاجو با ذکر علیٌ حق با سر به پای دار میآید ای اُمّ لیلا نام فرزندت، از جانبِ دادار میآید خوش باش چون در دامنت شیریست کز نسل حیدر یار میآید چشمش پِی شمشیر و بر لب شیر سردارها، سردار میآید همپای عباسِ علی در جنگ، یا حیدر کرّار میآید ای ماه رخسارت نمایان کن وقتی مُردم روی پنهان کن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد