نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای اشک تو آبروی تمام گریههام ای بر تربتت مزارت، سلام گریههام دلتنگ غم ادامه دار فاطمه محزون غریبی مزار فاطمه یا امالبنین چه کردهای که مانده است نام تو همیشه در کنار فاطمه شراره میکشد غمِ تو فدای اشک ماتمِ تو کناره تو پسر نمانده تویی تو دلشکسته ترین شبیه اسم امبنین از آن غمت اثر نمانده تشنه در کنار دریا، به خاک و خون نشست اَبروی کمانِ ساقی در آن میان شکست آه از داغ صورتِ کبودِ خیمهها آه از آتش و هجوم و دودِ خیمهها یا امالبنین عمود آهنین رسید بعد از آن شکسته شد عمودِ خیمهها حسین صدا زده ایقمر ببین شکسته شد کمر زمان رفتنت رسیده تو ای عزیزِ امبنین به مقتلم بیا و ببین حسین و تیغ لب دریده خاک و شن و خون همه در هم شده پشت حسین از غم تو خم شده بگو چه رخ داده در این علقمه که آمده مادر ما فاطمه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد