نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اشک در بزم عزای تو گلاب است حسین آب از شرم لب خشک تو آب است حسین چهارده قرن ز قتل تو گذشتهاست هنوز افق از خون گلوی تو خَضاب است حسین حسین جان ... کرسی قاری قرآن سر نیزهست مگر مَطبَخِ کوفه مگر بستر خواب است حسین به چه تقصیر به پیشانی تو سنگ زدند جگر سنگ برای تو کباب است حسین بازوی فاطمه بشکست به یاریِ علی دست زینب ز چه در قید طناب است حسین باید از آیهی تطهیر بپرسند همه جای قرآن ز چه در بزم شراب است حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد