نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

احمدی یا حیدری یا فاطمه عشق منی شیشه عمرم ترك خورده مبادا بشكنی می زنی تو دست و پا ، من دست و پا گم كرده ام نور چشمم بی تو راه خیمه را گم كرده ام مردم به چشم آب مرا بنگرند و لیك من از سرابنزد تو بی آبرو ترم دركوی تو معروفم و از روی محروم گرگ دهن آلوده ی یوسف ندریده هرروز زخم چشم ترت تازه می شود آقا چگونه داغ تو را تاب آوریم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد