آیینهی مرد جمل آمد به میدان یك شیردل مانند یل آمد به میدان با سیزده جامِ عسل آمد به میدان ای لشگر كوفه اجل آمد به میدان باید كه قبر خویش را آماده سازید در دل جگر دارید اگر بر او بتازید رفته به بابایش كه اینگونه شریف است از نسل پاكِ صاحبِ دینِ حنیف است قاسم اگرچه قدّ و بالایش ظریف است امّا خدایی او سپاهی را حریف است ***** آفتابِ علی الدَّوام حسن سحر مسجدُ الحرام حسن ماه زیبای پشت بام حسن حسنی زادهای به نام حسن ای حُسینیترین سلام حسن مثل دریا به جزر و مد عباس بینِ اَبروت بوسه زد عباس گفت پیشت علی مدد عباس میروی و تمام قد عباس ایستاده به احترام علی ایستاده به احترام حسن حسن بن علی... ***** میزنم دَم ز ولای تو اباعبدالله اباعبدالله اباعبدالله دلم افتاده به پای تو اباعبدالله اباعبدالله اباعبدالله پیش هر بی سرو پایی که گدایی نکنم اباعبدالله اباعبدالله من گدایم گدای تو اباعبدالله اباعبدالله اباعبدالله مادرم گفت اگر این همه عزت داری اباعبدالله اباعبدالله پدری کرده برای تو اباعبدالله اباعبدالله اباعبدالله ای که آرامشِ جانِ علی و فاطمهای اباعبدالله اباعبدالله جان عالم به فدای تو اباعبدالله اباعبدالله اباعبدالله