
ناز هر ذکر لب توست، الهی به حسین میروی تا حرم کرببلا، این شبها به همان چادر خاکی شده در کوچه قسم یک سحر مجلس ما نیز بیا این شبها بر سر سفرهی سلطان چقدر میچسبد طعم افطار ز دستان رضا، این شبها من به شما، یک جان ناقابل بدهکارم دم مغرب به روی نیزه سرش را بردند نالهها تا به مدینه، خبرش را بردند همه با دست پر از کرببلا میرفتند عدهای چنگ زده، بال و پرش را بردند نخ پیراهن توست به لبهای کسی گرگها بر سر دندان، جگرش را بردند بیشتر از همه در علقمه معطل بودند با چه زحمت، سر قرص قمرش را بردند آبرو دار بخر، آبروی ما رفته دست ما را بده در دست حسین، این شبها عدهای در نجف و صحن علی مهمانند مست حیدر دم ایوان طلا، اینشبها