نای نی تنگ شدو از فغان افتاد گوشهای جام شوکران افتاد روضهات را جگر نمیفهمد رد اشکم به استخوان افتاد (چقدر گرم ذکر و تسبیحیم تشنهلب نیزه از دهان افتاد)۲ گیسوانت ضریح حاجات است سرتان دست این وآن افتاد (یاد انگشترت افتادم)۲ تا نگاهم به ساربان افتاد (عاقبت شهر سایهاش را دید)۲ نام زینب سر زبان افتاد روی نی هم قمر کنارت بود پا به پای تو همزمان افتاد لب یحیاییات کلیم شهید سر و کارت به خیزران افتاد