
نام اکبر سر تربتِ دلدار نبرید (بگذارید جوان مرده قراری گیرد)۲ نام حسین و کرب و بلا هر دو دل رباست نام علی اکبر از آن دلربا تر است دم مغرب رسید و همه از گودال رفتند شد دم مغرب همه اذان گفتند همه رفتند شمر ول کن نیست بگو چکار کنم که دست و پا نزنی بگو چکار کنم آب را صدا نزنی بگو چکار کنم من، یگو چکار کنم به شمر رو بزنم یا فرار کنم من (بر سر نعش تو بابای تو بیچارهی تو)۲ (عمه آوارهی تو عمه آواره تو)۲ (همهی دشت پر از پیکر صد پاره تو)۲ عمه آوارهی تو عمه آواره تو... ای تجلی صفات همه ی برترها چقدر سخت بود رفتن پیغمبرها قد من خم شده تا خوش قد وبالا شدهای چون که عشق پدران نیست کم از مادرها (پسرم میروی اما پدری هم داری)۲ نظری هم بینداز به پشت سرها حیدر... (سر راهت پسرم تا درآن خیمه برو)۲ (شاید آرام بگیرد کمی خواهرها)۲ (بهتراین است که بالای سر اسماعیل)۲ همه باشند و نباشد فقط هاجرها حسین... (مادرت نیست اگر مادر سقا هم نیست)۲ عمهات هست به جای همهی مادرها (با آنکه آب ندارم برای لب تو)۲ بهتر این است که غارت شود انگشترها زودتر از همه آماده شدی یعنی که آنچنان خسته نگشتهاست تن لشکرها تا کفن بر قد وبالای رسایت کردم سوختم از دل پر درد دعایت کردم اخرین توشهام از عمر تو این بود علی که غم انگیز نگاهی ز قفایت کردم (تو ز من آب طلب کردی و من میسوزم)۲ که چرا تشنه لب از خویش جدایم کردند (گر کمی آبی نبود که رسانم به لبت)۲ داشتم اشکی و ایثار پایت کردم نگشودی لب خود را هرچه تو را بوسیدم نشنیدم سخنی هر چه صدایت کردم (یا رب این دشت بلا این منو این اکبر من)۲ (هر چه را داشتم ای دوست فدایت کردم)۲ حسین...