نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حسین وای، حسین وای... لیلای منی، مجنون تواَم هر شب تو حرم مهمون تواَم من با تو باشم آروم میگیرم آرامشمو مدیون تواَم سینه نزنم دیوونه میشم چون کارم اینه گریون تواَم لحظات خوبمو تو هیئتم مادرت به روضهها میارتم میدونه که عاشق شهادتم آرامشم تنها خواهشم هرجا که تو باشی اونجا خوشم آخر خودم رو برات میکُشم حسین وای حسین وای.. رأس تو میرود بالای نیزهها من زار میزنم در پای نیزهها آه ای ستارهی دنبالهدار من زخمیترین سر نیزهسوار من پاشو داداش نگاهی کن که دارن به منِ غمزده میخندن دارن پای سر عباس جلو چشم همه دستمو میبندن ای بیکفن چه با این پارهتن کنم با چادرم تو را باید کفن کنم من میروم ولی جانم کنار توست تا سالهای سال شمع مزار توست پریشونم همه جونم به قربون تنی که تَه گوداله پر از تیغ و پر از نیزه پر از زخم و لَگَدماله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد