نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قامت سروْ خودش را به علی داده خمید راز زیباییِ دریا به همین جزر و مد است از غذای حَسنینش زد و بخشید به ما مادرِ ما بهخدا مادریاش را بلد است جامهی نو به تن فضّه و اسماء میکرد بانویی که به تنش پیروهنی از نمد است به فدک کار ندارد هدفش نامِ علیست نکند فکر کنی در طلب یک سند است گر علی پیکر یک عبدوَد انداخت به خاک پشت در فاطمه درگیر چهل عبدوَد است لال باد آنکه از او شاهد حرفش را خواست آنچه صادر بشود از لب او مستند است نبی از خانهی او دست به سینه میرفت تو ببین خانهی زهرا شرفش تا چه حد است اُمّنا، یا زهرا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد