فراتر از حدّ باورم مانند یه لشگرم واسه عموم عین اکبرم من عباس دیگرم میتازم در دشمن مثال حیدر میترسه این لشگر از آل حیدر سرباز شجاع لشگر مولا شاگرد غیور مکتب زهرا قربان و فداییِ ولی الله هرجا که ولی اشاره کرد اونجا اَزرق از این شجاعتم حیرونه توی مهار ضربههام میمونه میدونه بازندهی این میدونه آقام آقام... قاسمِ بنِ الحسن... پسر سبط اکبرم تنهایی یه لشگرم شبیه اکبر دلاورم من از نسل حیدرم سردار صفین و جَمَل کجایی میجنگم با سربند مجتبایی این جلوهی مجتبی به عاشورا حُسنِ حسنی به چهرهام پیدا افتادم و خونشو ثابت کرد ارباب همیشه پرچمش بالاست هزار لاله بر تنم پیدا شد نصیب من زیارت زهرا شد چقدر قتلگاه من زیبا شد قاسمِ بنِ الحسن...