نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غرق در تاب و تبم همنوا با زینبم ذکر هر روز و شبم فاطمه فاطمه من قرار سینهی خَیرُ النِسایم فاطمیه آمده صاحب عزایم موسم بیمادریِ من رسیده همنشین غصه و رنج و بلایم همچو شاه بیکفن همنوایم با حسن ناله دارم وای من فاطمه فاطمه غرق در تاب و تبم همنوا با زینبم ذکر هر روز و شبم فاطمه فاطمه در مدینه سهم ما خونِ جگر شد عمر ما در غم و محنت به سر شد آتش کینه ز حیدر شعلهور شد قتلگاه مادرم در پشت در شد سوزد از پا تا سرم یاد آن میخ درم مادرم وای مادرم فاطمه فاطمه قلب زهرا قلب حیدر را شکستند حرمت آل پیمبر را شکستند بهر قتل یک نفر لشکر رسیده وحشیانه آمدند در را شکستند در میان شعلهها یا به زیر دست و پا ناله زد فِضّه بیا ناله زد مهدی بیا فاطمه فاطمه غرق در تاب و تبم همنوا با زینبم ذکر هر روز و شبم فاطمه فاطمه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد