
زخم پهلوی مادرم رو بستم نترسیدم جای شمشیر رو سر حیدر دیدم نترسیدم جگر حسن که صدپاره شد پیشش بودم لب خونآلودش رو بوسیدم نترسیدم امّا وقتی این حالو دیدم گودالو دیدم اون هیاهو و جنجالو دیدم زیر پا جسم پامالو دیدم جاخوردم جاخوردم، جاخوردم بیهوا به خاک صحرا خوردی، جاخوردم جاخوردم این همه نیزه رو یکجا خوردی، جاخوردم جاخوردم وقتی میشمردم زخمای تو رو، جاخوردم جاخوردم تا که بوسیدم رگهای تو رو، جاخوردم واویلا یا حسین... جسم بیجون پسرهامو دیدم، نترسیدم تو عبا نعش علیاکبرو دیدم، نترسیدم خنجر رو تو دست قاتلت گرفتم من کشیدم هلهله کردنِ این لشکرو دیدم، نترسیدم امّا وقتی زخماتو دیدم اعضاتو دیدم زیر اون خنجر رگهاتو دیدم تو دستای شمر موهاتو دیدم جاخوردم، جاخوردم، جاخوردم تا سنان نیزه رو زد به گردنت جاخوردم، جاخوردم وقتی قاتلت نشست روی تنت جاخوردم، جاخوردم تو رو برگردوندن با کَفِ پا جاخوردم، جاخوردم تا سر تو رو بریدن از قفا