دل مادرت رو آزردی تو سرا، سری درآوردی تو یه قطره آب میخواستی و بمیرم تیره سه سر خوردی جوری لطمه میزنم، غافله گریه کنه جوری گریه میکنم، حرمله گریه کنه نترسیها نیزهی علی اکبر کنارته نترسیها روی ناقه عمه بیقرارته نترسیها توی تشته سر عموت نترسیها معجرم رو میذارم زیر گلوت (مقابلم رو نیزههایی عمر رباب لا لا لا لایی)۲