دلم مثل بابا توی خون تپیده

دلم مثل بابا توی خون تپیده

[ سیدرضا نریمانی ]
دلم مثل بابا توی خون تپیده
یه چیزایی دیدم که هیچکی ندیده

دیدم توی گودال، عموم رفته از حال
زیر دست و پاشون، تنش شد لگد مال

دیگه هرچی داشتن آوردن تو گودال
عموم رو غریب گیر آوردن تو گودال

جلوی عموم آب میخوردن تو گودال
همه سنگ و تیرها میخوردن تو گوال

***
دیدم زد تو گلو با نیزه

از اسب افتاد عمو با نیزه
جسمش شد زیر و رو با نیزه

بابام توی کوچه، منم که تو اینجا
نشد که سپر شیم، برا تو و زهرا

خدا رو هزار شکر همین‌جا میمیرم
نمیمونم و بعد عزاتو بگیرم

خدایی عذابه، بی‌تو زنده موندن
ببینم که قاتل میخنده جلو من

بابام بعد کوچه، شبا رو نخوابید
با چه حالی هر روز مغیره رو می‌دید

کُشتن بابام حسن رو کوچه
دیده سیلی زدن رو کوچه

عمری سوزونده من رو کوچه
شاعر : داوود رحیمی

***

پربازدید‌ترین‌های زمزمه محرم(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های محرم(محرم و صفر)

نظرات