خونمونو شعله ور دیدم

خونمونو شعله ور دیدم

[ علی کرمی ]
خونمو شعله‌ور دیدم
چشم حسن رو تر دیدم
دلم شکست
یه جای پا دوباره روی در دیدم

حسن غمت رو می‌دونه
از کوچه تا دم خونه
دنبال گوشوارت هنوز
تو کوچه چشم می‌چرخونه

ای زهرا دلم گرفته بگو راه چاره چیست
این ماجرای گم شدن گوشواره چیست

از غصه‌های تو به لبم جان رسیده است
جان علی بگو حسن من چه دیده است

همه‌ی صورتم اذیت شد
راه من را که بست در کوچه

جان این بچه‌ها حلالم کن
گوشواره شکست در کوچه

اجر رسالت پدرم را گرفته‌ام
با ضرب در ز فاطمه تقدیر می‌شود علی

در باغ خرم من و تو یا علی ببین
باد خزان چگونه سرازیر می‌شود

دیگر نیاز هیچ به ام یجیب نیست
دارد دعای فاطمه درگیر می‌شود علی 

این در شکست و دختر من هول کرده است
او را به حجره‌ای ببرش، پیر می‌شود

یه سر از تو برگشته خیلی کمه
رگای بریده‌ات چقدر درهمه

می‌خواستم به مردم نشونت بدم
یه وقتی رسیدی که خوابن همه

دیدم روی نیزه چجور بردنت
سر تو نمی‌رفت، به زور بردنت

مگه زیر مرکب، برات بس نبود
چرا دیگه بین تنور بردنت

بابا بابا تنور خانه گمانم هنوز روشن بود
وگرنه موی تو باید بلندتر باشد

حسین

نظرات