کربلایی نریمان پناهی

تورو دیدم افتادی رو خاک

459
33
تو رو دیدم افتادی رو خاک
ولی هیچ‌کس یاورت نبود

تو رو دیدم افتادی رو خاک
هیچ‌کی فکر خواهرت نبود

تو رو هرجوری شد می‌زدن
نا نجیبا از روی جفا

جوونا با خنجر می‌زدن
پیره مردا با ضرب عصا

چه درهمی ای قرار زینب
سخته بخواد تو رو به جا بیاره زینب

دارم می‌خونم برا تو قرآن
با گریه روشن می‌کنم شام غریبان

وای حسین...

بسیوفٍ قطعینِ...

همه دارند می‌خندن بهم
هیشکی فکر دردای تو نیست

جایگاهت آغوش منه
روی نیزه که جای تو نیست

بی‌پناهم بعد از تو حسین
طعنه خیلی قلبم رو سوزوند

دورم هستند این نامحرما
محرمی که واسه من نموند

به روی نیزه، کرده تجلی
سری که غرق خونه و زخمیه خیلی

بایدم این سر، شکسته باشه
انگاری که خورشید به خون نشسته باشه
***
بیاید بریم با هم، یه سر به قتلگاه
همون جایی که شد، خون حسین مباح

زنده بود هنوز که قتل و غارت، شد آغاز
پای دشمنا به خیمه شد باز
شمر و خولی و سنان و اخنس، هستن باز

وای حسین...

خواهری که تو آتیش تنهایی می‌سوزه
خواهری که غربتش جان سوزه
خواهری که پیر شده تو گودال، یک روزه

وای حسین...

بیاین بریم با هم، یه سر به خیمه‌گاه
بریم کنار یک خواهر بی‌پناه

نداره نامردیِ این لشگر، اندازه
غارت خیمه شروع شد تازه
توی نامردی دارن این لشگر، آوازه

همشون ارازل و اوباشن، نامردا
فکر پاداشی که دارن فردا
کشتن آقا رو برای مال این دنیا

وای حسین...

نظرات

نظری وجود ندارد !

لیست پخش