اجر رسالت پدرم را گرفتم

اجر رسالت پدرم را گرفتم

[ علی کرمی ]
اجر رسالت پدرم را گرفته‌ام
با ضرب در ز فاطمه تقدیر می‌شود

همین که رفتی پشت در، زدن به آرزوت شرر
تو لشکر علی بودی، تو رو زدن چهل نفر

از آسمون آوردنت، به زیر چکمه بردنت
شکست علی رو غصه‌ی دو دستی سیلی خوردنت

روضه اینه آره، که گل تاب فشار 
دیوار و در را نداره نداره
چقدر سخته ببینم، که سیلی جلو چشمم
گوشواره از گوش تو درمیاره

نظرات