
((كوفه میا حسین جان كوفه وفا ندارد كوفی بی مروت شرم و حیا ندارد)) گردد به شهر كوفه مسلم فدایت آقا در كوچه های غربت گِریَم برایت آقا بنگر شدم خزانی ای روی تو بهشتم ای كاش از برایت نامه نمی نوشتم گردیده یبن زهرا در بین خیل أَعدا از بهر كشتن تو تیغ عدو مهیا به روی بامِ قصرِ ابن زیاد ملعون می بینمت كه گشتی غرقه به لُجّه ی خون