
مسلمیه موسم درد و غم است وقت اشك و سوز و آه و ماتم است مسلمیه وقت احیای دل است غربتی آغشته با آب و گل است مسلمیه اشك زهرا(س) جاری است كار او آه و فغان و زاری است مسلمیه رزق ما غم میشود ماه ذلحجه محرم میشود زین مصیبت ها نهان و منجلی همچو شمعی آب گردد هر دلی حاجیان رفتند رو سوی منا حاجی زهرا(س) رود بر كربلا بین صحرا قافله آواره است كودكی در بین یك گهواره است عط حق دارد گل یاس علی هست بیرق دست عباس علی از سوی دیگر به شهر فتنه ها هست مسلم بی كس و بی همنوا او كه خود باشد علمدار بلا گشته معراجش سر دار بلا با زبانحال و آه و شور و شین ناله ها دارد میا كوفه حسین این لعینان دشمنان مكتبند روز و شب چشم انتظار زینبند بیرقم بر خاك افتاده حسین تیغ هاشان هست آماده حسین مسلمت در كوفه میگردد فدا ای عزیز فاطمه(س) كوفه میا