
* حسین من میخوانمت به اشك و شور و زمزمه حسین من كوفه میا تو را به حق فاطمه حسین من دلخسته سوی تو اشاره میكنم با اشك چشم سلامت از دارالعماره میكنم حسین من اهل جفا نشانی از ننگت زنند حسین من كوفه میا كه روی نی سنگت زنند آقا ببین دندان من شكسته ظلمِ آن پلید تو هم شوی دندان شكسته از جنایت یزید حسین من پرپر شوند از غم گلان لاله ات كوفه میا سیلی خورد صورت سه ساله ات