چون میسّر نیست بر من کام او عشق بازی میکنم با نام او حسین، حسین، حسین جگر شیر نداری سفر عشق مرو این زمین کرب و بلا ست این حدیث محنت ایوب نیست ماجرای یوسف و یعقوب نیست صبر ایّوبت کجا و این بلا این حسین است و زمین کربلا حسین، حسین، حسین گِل آدم که سرشتند غرض عشق تو بود هر که خاک کف پای تو نشد آدم نیست حسین، حسین، حسین