چون میسر نیست بر من کام او

چون میسر نیست بر من کام او

[ حنیف طاهری ]
چون میسّر نیست بر من کام او
عشق بازی می‌کنم با نام او

حسین، حسین، حسین

جگر شیر نداری سفر عشق مرو
این زمین کرب و‌ بلا ست

این حدیث محنت ایوب نیست
ماجرای یوسف و یعقوب نیست

 صبر ایّوبت کجا و این بلا
این حسین است و زمین کربلا

حسین، حسین، حسین

گِل آدم که سرشتند غرض عشق تو بود
هر که خاک کف پای تو نشد آدم نیست

حسین، حسین، حسین

نظرات