غلام مرامتم، صیدم کن تو دامتم

غلام مرامتم، صیدم کن تو دامتم

[ حنیف طاهری ]
غلام مرامتم
صیدم کن تو دامتم 
من رو با تو می‌شناسند 
خوب یا بد به نامتم 

به نامتم 
به علی اکبر بگو قدم بزنه 
که می خوام پام جای پاهاش بذارم 
اگر مثل قاسمت زره ندارم 
واسه جون دادن برات کفن میارم 

نزدیکم باش 
می‌ترسم از شما دور شم 
دوست دارم دوست دارم با تو محشور شم

دوسِت دارم...

اسیر نگاهتم
عمری در پناهتم
جونم نذر جون تو
عبد سر به راهتم

به راهتم
بگو قرآن بخونه حبیبت آقا
به خدا قرآن دو تا چشای توعه
اگه عابس سینه‌شو سپر می‌کنه
آخه تو سینه‌ش پر از صفای توعه

مهتابم باش، می‌خوام نورٌ علی نور شم
دوسِت دارم دوست دارم با تو محشور شم

دوست دارم...

نظرات