
(هفتاد و دو مستانهی نوشیده از آن جام)۲ هفتاد و دو حاجیه کمر بسته به احرام در حال طواف و همگی گرم نمازند با ذکر حسین از پی تکبیرة الاحرام حسین... (حسین آقام آقام آقام آقام حسین)۲ هفتاد و دو مجنون ز لیلی شده عاقل هفتاد و دو فرهاد به شیرین شده واصل هیهات که جان گیرد از آنها ملک الموت جان دست حسین است نه بازیچهی باطل حسین... دلبر دلها حسین... (حسین آقام آقام آقام آقام حسین)۲ هفتاد و دو سرمشق به هفتاد و دو ملت هفتاد و دو تندیس وفاداری و غیرت گفتند بیا دیدن ما لحظهی آخر تو وعدهی دیدار مده روز قیامت حسین... دلبر دلها، حسین... (حسین آقام آقام آقام آقام حسین)۲ (هفتاد و دو سرباز سرافراز دلاور)۲ هفتاد و دو سردار سرآوارهی بیسر گفتند که یک سر نبُود در خورت ای شاه ای کاش که بود بر تن ما صد سر دیگر حسین... دلبر دلها، حسین... (حسین آقام آقام آقام آقام حسین)۲