
چه عطر خوشبویی عجب هیاهویی چه شاخ شمشادی چه خال هندویی چه شوکتی دارد، صلابتی دارد مثل ابوفاضل، چه هیبتی دارد آن یار همان خسرو شیرین دهنان است او به قول حافظ شَه شمشاد قدان است او منتقم زهرا، صاحبالزمان است به سروران، سَرور به دلبران، دلبر به کربلا اکبر باشد به نجف، حیدر قمر بُود رویش، ستاره اَبرویش نشان جاءَ الحق به روی بازویش دلم به قربانش، به صوت قرآنش چه لذّتی دارد ذکر حسن جانش آن یار که عشقِ دلِ هر پیر و جوان است او چارهی کار همهی اهل جهان است او منتقم زینب، صاحبالزمان است شور و شعف دارد، به سر هدف دارد به روی انگشتانش دُرّ نجف دارد خدا به ایمانش، به عهد و پیمانش رسان یوسف را به شهر کنعانش به نور تابانش، رسان به ایرانش ببَر به پابوسِ شاه خراسانش آن یار که نامش همه جا ورد زبان است هر جمعه صفای ندبههای جمکران است او منجی دنیا و صاحبالزمان است

عالی بود به به خدا خیرتون بده

خدا اجرتون بده