هر بار به حرَم فکر میکنم، (بارون میاد) ۶ بارون میاد سِیل بشه بیاره پیش تو مَنو قرارِمون کِی میشه آتیش نزن دیگه مَنو بارون بارون بارون میشینه رو گونهم بارون بارون بارون من از تو ممنونم بارون بارون بارون مَنو ببر خونهم حسین، مَنو ببر خونهم... حسین جان... ***** خیالَم از سر دیوار گذشت خیالَم رفت و دیگه بَرنگشت (خیالَمم رفت به حرَم ولی من حرَم نرفتم) ۳ (خیالی بیام حرَم امّا واقعی دوسِت دارم) ۲ خیالَم راحت شد، عمریه به تو بدهکارم حسین...