
نور چشم همه، لالهی فاطمه میشود بر لبم نام تو زمزمه همه جا بروم به بهانهی تو... که مگر برسم در خانهی تو چشم من مانده به رَهَت مولا تشنهام بر نِگهت مولا یا اباصالح مددی... ای گل زهرا مددی مولا یا اباصالح مددی مولا دل به دامت اسیر، ای به عالم امیر بین رَه ماندهایم دست ما را بگیر همه جا دنبال تو میگردم که تویی درمان همه دردم یا اباصالح مددی... بالای تخت یوسف کنعان نوشته بود هر یوسفی که یوسف زهرا نمیشود