مژدهی یوسف به کنعان آمده در کویر تشنه باران آمده زنده شو ای شهرِ دلمرده که باز کاروانی از شهیدان آمده ای شکستهاستخوانها السلام السلام ای قهرمانها السلام از شما چشمِ زمین روشن شده راهیانِ آسمانها السلام با شما اینک، میوزد عطر مدینه در خیابانها آه و واویلا، سوی چشمِ مادران را برده بارانها ای دل میرسند از راه، فرزندان روح الله... **** شد چراغان کوی و برزن با شما میرود هر دَم دلِ من با شما یادتان در جان ما جا مانده است ای همه معنای بودن با شما ای عزاداران عزاداری کنید از غمِ ما پرده برداری کنید استخوانی آمده از یوسفش مادرِ غمدیده را یاری کنید ذکر یازهراست، بر لبِ چشمانتظارانِ شما اینک در خزانِ شهر آمده گویا بهاران شما اینک ای دل میرسند از راه، فرزندان روح الله... **** ما و اینک یادِ یاران حسین ما به قربانِ شهیدانِ حسین بر سر مولای ما سید علی شکرُ لله بوده دستان حسین ای شهیدانِ خدا آمادهایم رهبر آزاده ما آمادهایم ای مدینه، مکه، ای شام و حلب ای نجف، ای کربلا، آمادهایم کربلاییها، ای خدا آمادهی جان دادناند اینجا با نوای یا کربلا آمادهی جان دادناند اینجا ای دل میرسند از راه، فرزندان روح الله...