نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خبر داری که بعد از تو به کوچهگردی افتادم خبر داری که گیسویی به دست ساربان پیچید فقط یک دفعه پیش زجر طفلی از عمویش گفت چنان سیلی به دختر زد، صدا در کاروان پیچید حسین ... حسین جان ... حسین جان تو بودی و گودال و ریگ و تنت زیر نیزه حسین جان خداحافظی کردی با زینبت زیر نیزه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد