
((مدینه دلتنگم، برای پیغمبر)۲ به خاکت مهمان کن، مرا بار دیگر)۲ شدن ان نور خضرا، بهار دل من الهی غم او، بماند کنار دل من یا حبیبی یا محمد... ((دلم زهرایی شد به داغ پیغمبر)۲ به سوی مجتباست، جگرها شعله ور)۲ به پایان رسیده صفر بار دگیر به سوز دل ما شده، عالم اینگونه محشر یا حبیبی یا محمد... یابن زهرا حسن جان... زده آتش بر دل، غم جانکاه تو مدینه میسوزد، ز سوز آه تو نه صحن و سرایی، نه شمع مزاری بمیرم برایت، که امشب تو زائر نداری یابن زهرا حسن جان... (خداحافظ ای دل، دل خونینِ من مدینه شهر غم، غم دیرین من)۲ (ز یادم نرفته، غم روی نیلی)۳ شده قاتل من، در و آتش و ضرب سیلی یابن زهرا حسن جان... (نرفته پیمان، غدیر از دلهامان)۲ به جز با یادش سر، نمیگیرد سامان فدای ولایی، به لطف الهی به ایمان ما داد، قیام نُه دی گواهی یابن زهرا حسین جان...