نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فتادم از پا به ناتوانی اسیر دردم چنان که دانی رهایی از غم نمیتوانم تو چارهای کن که میتوانی بعد سی سال عزاداری، من هنوز هم عزادارم من هنوز آخه تو فکرِ، ضربهی درب و دیوارم هنوز تو کوچه ها یادِ، مغیره میده آزارم میدونست که نمیتونم، ذوالفقارم رو بَردارم اشک اَبَاالحسن در اومد، قُنفُذ تو روی من در اومد له شد یه مرد جلوی مردم، فقط داد یه زن در اومد زهرا بـیا کنارم ، (خستهی روزگارم) 2 ******* به آه سردم، به اشک داغم به خون فرقم، بیا سراغم یه باغبونم که پیش چشمم یه روزی آتیش گرفته بالم باز به یاد در و دود و، خاک و خاکستر افتادم سرت وقتی به دیوار خورد، پشت در با سر افتادم پاشدم دیدم افتادی، این دفعه بدتر افتادی میشِمُردم نفس هاتو، از نفس آخر افتادی باز حَسَنِینَم غرق دردن، دور سر بابا میگردن باید که تنهاشون بذارم، تابوتمو آماده کردن زهرا بـیا کنارم ، (خستهی روزگارم) 2 ******* همیشه خِیرت، به من رسیده به من هم از تو، کفن رسیده میدونم اینو، از اون کفنها یه دونه هم به، حسن رسیده اما هر چی که میبینم، یک نفر بیکفن مونده فاطمه از توی بُقچت، واسه اون پیرهن مونده پیرهنی که میگه زینب، عمریه پیش من مونده وای از اون روز که میبینه، از حسین پاره تن مونده اون پیرهن میره به غارت، زینب من میره اسارت دیگه نگم که ته گودال، به اون بدن میشه جسارت ای بیکفن حسینم، (عریان بدن حسینم) 2 *****
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد