نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سی ساله بیتاب همین دقیقهام خوش اومدی، بانوی خوش سلیقهام خوش اومدی به خونه بانو سلام عاشقونه بانو دیگه ازم رُو نمیگیری، خوب شده زخم گونه بانو هواتو کردم، صفا آوردی مهربون، دورت بگردم اومدی حتماً ببندی زخم سرَمو، دوای دردم حالمو دیدی، فُزتُ وَ ربّ الکعبهمو تو هم شنیدی دلم گرفته، خوب موقعی به داد حیدرت رسیدی ببین حبیبه، علی غریبه... ***** اومدی روز آخرو درست کنی حلوای ختم حیدرو درست کنی یادته روزای جَوونی، دَم بهار خونه تکونی سفره میذاشتیم توی ایوون، با هم میخوردیم لقمه نونی دلم رو بردی، اومدی راستی گُلمو به کی سپردی؟ یا این که اصلاً میخوای بگی محسنمو همرات آوردی کجایی بابا؟ دیگه تموم شد اون همه جدایی بابا میخوام بخونم یه دلِ سیر بالاسرت لالایی بابا ببین حبیبه، علی غریبه... ***** دیشب دیدم قدم تُو خونه میزنی باز موی زینبِینو شونه میزنی رفتی غمات برای من موند یه حرفی تُو دل حَسن موند یه بقچه موند رُو دست زینب الان ازش دو تا کفن موند دو تا کفن موند، یکی برا من و یکی برا حَسن موند از این کفنها برا حسینِ بیکفن یه پیرهن موند کفن نداره، میره تُو قتلگاه با یه پیرهن پاره یه نانجیبی میآد همین پیرهنو از تن درمیآره ببین حبیبه، حسین غریبه مظلوم علی جان....
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد