نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غریب و زخمی و بی حالی به فکر غارت و جنجالی نفس نمونده برات آقا سه ساعته توی گودالی چشات جایی رو نمیبینه سینهی تو چرا سنگینه؟ میدید که هیچکسی دورت نیست میزد تو رو با طمأنینه سنگ دلیشون از حد گذشته چقدر تو قتلگاه بهت بد گذشته خیر نبینه اون بی حیا که از روی پیکر تو با لگد گذشته ای وای حسین، ای وای حسین ای وای حسین وای حسین وای حسینم... تو پادشاه عالمینی حق تو که سنگ و عصا نیست سر پیراهن تو، گربهی ما را در آوردند میان اینهمه کشته، چرا تنها تو عریانی میان اینهمه نیزه که رو به پایین است صدای زینب کبراست که میرود بالا ای همهی هستی زینب جای تو زیر دست و پا نیست چی بگم از این همه نیزه امون از این همه جسارت کارِ تو وقتی که تموم شه تازه میان برای غارت قلب زینب، چه بی قراره رسیده وقت بوسه از گلوی پاره توی گودال، افتادی بی حال پیکرتو یه جای سالمی نداره ای وای حسینم، ای وای حسینم ای وای حسین وای حسین وای حسینم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد