رد کنی یا نکنی، جایِ دگر نیست مرا شاهِ عطشان، نظری کن که گرفتارِ توییم بوسه از خاکِ کفِ پایِ حسین میچسبد ما همان سینهزن و عبدِ خطاکارِ توییم بخری یا نخری، ما که خریدارِ توییم ای طبیبِ همگان، ما همه بیمارِ توییم ببری یا نبری کرب و بلا، خود دانی ما همه مشتریِ هر شبِ بازارِ توییم أنا مجنون، حسین ... تا مسیرم به درِ خانهات افتاد، حسین خانهآباد شدم، خانهات آباد حسین نه کلاسی، نه کتابی، نه قلمخانه و مشق قلم و مشق و کلاسِ من و استاد، حسین دل و دین داشتم و صبر و قراری، همه را مِهرِ طوفانیِ تو داده سویِ باد، حسین دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی ز کدام باده ساقی به منِ خراب دادی أنا مجنون، حسین ... صیدِ دامِ تو شدم، عزت و جاهم دادی جان فدایِ کرمت حضرتِ صیاد، حسین دلِ نالایقِ من، تا به غمت گشت اسیر تازه شد شهرتِ من بندهیِ آزاد، حسین گر که خوبم، اگرم بد، به تو من محتاجم جانِ زهرا مَبَرَم یک نفس از یاد، حسین قسمتم کن سفری، جنتِ بینالحرمین با غبارِ حرم و صحنِ گوهرشاد، حسین حسین، حسین، حسین ... با نگاهش حرفها میزد، حسین پیشِ زینب دست و پا میزد، حسین
به به ماشالله آقا سیب سرخی✋️👏
جانم حسین