(عالی واعلائی علی ،پسر ابی طالب)2 برپهلوانان عرب یه تنه شدی غالب قائم به ذات خویشی و عالم به تو محتاج (تکیه نداری برکسی قمر ابی طالب)2 مددی جلوه ی بی نقص پروردهگار به چهل نقطه شبی گشته ای آشکار رخ تو قابل حمل نگاهی که نیست به جمال بشری کرده ای استتار علی تا نهادی پا برشانه ی پیغمبر بشکنی بت هارا ای خلیل دیگر هربتی باصورت برزمین افتاد و سجده آورد آن بت برقدومت حیدر علی مولا علی مولا نازل نمودی در حرابرای نبی قرآن بنت اسد بوده سه شب حرم تورا مهمان درطاق کسری برجسد دادی دوباره جان گفتی سخن با راس وجمجمه ی انوشیروان توعیانیو نهان هردورا یک زمان ونه اینی ونه آنی وهم این وآن وجفا میکنم انسان خطابت کنم که هرآن جلوه که توداری خدایت همان علی طی نکردی راهی تارسی برجایی بلکه همراهیو مقصدوهم جایی پاسخ پرسش را بی تفکر دادی چون که علم محضی عالم ودانایی