نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سلامُ علی شاهِ شَیبُ الخضیب حسینِغریب، حسینِغریب ز زین بر زمین خورده خد التریب نوایِ لبِ زینب امّن یُجیب گرفت گودیِ قتلگاه بویِ سیب سلامُ علی نوح قالوا مقام سر از پیکرش، پیکر از سر جدا بهروی تنش پر شد از ردّ پا فلک غرقِ خون شد ز خونِ خدا نفسهرنفس این نوا میرسید عدو میدوید زینبم میدوید حسین پنجه بر روی خاک میکشید گمانم که قاتل سرش میبرید ایشاهِ بیلشگر بگو، پس لشگرت کو جانا سلیمانی بگو، انگشترت کو ظرف سهساعت اینهمه، نیزه شکسته بوی تو میآید بگو، پس پیکرت کو با نالههای فاطمه، اینجا دویدم گر تو حسینِ مادری، پس مادرت کو یک جایِبوسه در تنت باقی نمانده خاک دوعالم بر سرم، مویِ سرت کو از تو توقع دارم ای، تندیسِ غیرت برخیزی از زینب بپرسی، پس معجرت کو؟ راس تو میرود، بالای نیزهها من زار میزنم، در پای نیزهها آه ایستارهی.. اینهمه غمِ تو، چهکنم لشگرِ کمه تو، چهکنم موی درهمِ تو، چهکنم ماهِ مهملِ تو، چهکنم زخمِ تو دلِتو، چهکنم بگو چهکار کنم نیزه در گلو نکند تنِ شریفِ تورا شمر زیر و رو نکند بگو چهکار کنم خیمه را بهم نزند به پیشِ چشمِ من آتش به این حرم نزند تنِ بیسرِ تو، چهکنم تشنه حنجرِ تو، چهکنم دلِ مادرِ تو، چهکنم رویِ خاک تنِ تو، چهکنم تنها موندنه تو، چهکنم غمِ پیرهنِ تو، چهکنم بگو چهکار کنم، ترک خیمهگاه نکنی بگو چهکار کنم، میلِ قتلگاه نکنی بگو چهکار کنم، آب را صدا نزنی بگو چهکار کنم، بلکه دست و پا نزنی اشکِ هاجرِ تو، چهکنم سرِ اصغرِ تو، چهکنم گلِ پرپرِ تو، چهکنم گوشِ دخترتو، چهکنم بگو چهکار کنم، کوفیان لگد نزنند سکینه در حرم توست، حرفِ بد نزنند بگو چهکار کنم، اینهمه حرامی را صدایِ هلهلهی مردمانِ شامی را زینب و یهمشت حرامی زینب و سنگای شامی زینب و اشک و شکوفه زینب و زندان کوفه تو بازارِ بردهها آوردن و شامیا رقصیدن و خندیدن و رفتن ایوای از این غم حسین.. بودن دیو و دد همه سیراب و میمکید خاتم ز قحطِ آب سلیمانِ کربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد