نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلم مرغ لب بام تو باشد وجودم تشنه جام تو باشد سر و جانم فدای قاصدی باد که در لبهاش پیغام تو باشد در این عالم به هر کس هر چه دادند همه از رحمت عام تو باشد چنان کن با دلم کین مرغ وحشی قفس را بشکند رام تو باشد تو حرف اولم بودی چنان کن که حرف آخرم نام تو باشد کرم حسین علم حسین یاد داده مادرم فقط بگم حسین هر تپش دلم حسین یاد داده مادرم فقط بگم حسین عشقت اربابم آوارم کرد بد جور صحنت گرفتارم کرد کربلا خواب هر روز من دوری از تو بیمارم کرد ارباب از بس کرامت داره تا محشر هم عنایت داره من اینجا هستم اما روحم تو کربلا آقامت داره در کنار علقمه سروی ز پا افتاده است یا گلی از گلشن ال عبا افتاده است بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند ارزوی کربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد