نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خشکی لبات،زده آتیشم با داغ حسین، دارم آب میشم آب میشم، با غم تو عذاب میشم دارم خونه خراب میشم، حسین جانم یادم نمیره که سرت، جدا شد از قفا رو خاک داغ صحرا میزدی، تو دست و پا غریبونه مادر مونو میزدی صدا فدای غربتت بشم، غریب کربلا به یاد داغ تو، خون چش ترم ازم گرفتنت، غریب مادرم اینجا که گل بود، چرا خوردهای زمین سر پیراهن تو، گریهی ما را درآوردند میان اینهمه کشته، چرا تنها تو عریانی؟ یابن شبیب، خواهر درمانده دیدهای؟ یابن شبیب، پیکر برگشته دیدهای؟ ریختن رو سرت، میون گودال یادم نمیره، که شدی پامال گریونم، رسیده به لبم جونم روز و شب ز تو میخونم، حسین جانم دیدی چجوری آخرش، ازم گرفتنت منو با سلسله، تو رو رو نیزه بردنت یادم نمیره طعنهها و اون جسارتا حرومیا رحمی نکردن به پیراهنت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد