نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حسن گرفته زیر شونهی بابا رو یادش اومد مدینه و اون روزگارو یادش اومد با دیدن ابروی زخمی دوباره اون میخ درو و پهلوی زخمی ای روزگار علی سی و پنج ساله علی اول مظلوم علی سایهی قربت رو سر مسجد کوفه که قتلگاه حیدره مسجد گوفه درد دلاشو آخه باید بگه با کی عمامهی خونه کجا چادر خاکی آه ای خدای علی شهر کوفه شد کربلای علی اول مظلوم علی فدای گریههای مادر ابالفضل یه روز مثل علی میشه سر ابالفضل هلهله و لحظهی آخر ابالفضل نامحرم و گریه ی خواهر ابالفضل وای شهر شام و عزا چه کنه زینب توی بزم شراب یا ثارلله حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد