نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو رفتی و شد دلم کمطاقت شده سهم من فراق و حسرت الهی آخر فدات شه خواهر چقدر تنهایی تُو شهر غربت موندم، من با، غروبایِ مدينه آخه، خواهر، چطور آروم بشينه وقتی داره، غريبيتو میبينه ای جانم (جانم جانم، رضا رضا یا رضا)3 *** شدم راهی تا کنارت باشم قرارم باشی، قرارت باشم نشد دیدارت نصیبم امّا اميدم اين بود، که يارت باشم عمرِ یاسِت، با اینکه خیلی کمه امّا، جونم، فدای رهبرمه اشک چشمام ميخونه يا فاطمه یا زهرا (زهرا زهرا، یا زهرا یا فاطمه)3 *** امون از غربت امون از غمها غریبه شیعه، تویِ این دنیا هنوزم خونها میریزه ناحق به جرمِ عشقِ علی و زهرا شده شور حق تو دلها برپا برامون هر روز شده عاشورا تو رگهاست خون بُریر و عابس فدایی میشیم برایِ مولا چل روز، رفته، ولی هنوز زاریا داره، حال و هوای کربو بلا ذکر، لبهاست، عزیز زهرا بیا یا مولا (مولا مولا، عزیز زهرا بیا)3 شاعر: یوسف رحیمی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد