نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(تا تو شدی کشته و ما بیسر و سامان شدیم)2 یکسره سرگشتهی کوه و بیابان شدیم خیمه و خرگاه ما رفت به باد فنا به لجّهٔ غم اسیر، دچار طوفان شدیم ابی عبدالله، ابی عبدالله... (از فلک عزّ و جاه به روی خاک سیاه)2 به چاه غم سرنگون، چو ماه کنعان شدیم (ای سر تو بر سنان، شمع ره کاروان)2 به مهر روی تو ما شهرهٔ دوران شدیم ابی عبدالله، ابی عبدالله... جلوهٔ روی تو بود طور مناجات ما کعبهٔ کوی تو بود قبلهٔ حاجات ما (شربت دیدار تو آب حیات همه)2 صحبت این ناکسان، مرگ مفاجات ما از تو نگشتم جدا در همهجا وز قضا تا به قیامت فتاد دید و ملاقات ما (بی تو اگر میروم چاره ندارم ولی)2 اینهمه دوری نبود شرط مکافات ما وعدهٔ ما و تو در بزم یزید پلید تا کنی از تشت زر جلوه به میقات ما
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد