بقیعا السلام ای تربت عشق سلام ای بارگاه غربت عشق سلام ای جای جای تو مطهر زیارتگاه زهرا و پیمبر سلام ای مهد زوّار خدایی انیس دردهای مجتبایی سلام ای ناظر تُبلَیالسَرائر دلیل غربت سجّاد و باقر سلام ای قبلهی دلهای عاشق سلام ای بوستان پاک صادق چرا ای بقعه بیشمع چراغی نگیرد از تو جز شیعه سراغی فدای آن زمین و آسمانت که چندینگنج داری در نهانت که گفته بارگاهت خشتخشت است؟ که خاکت بهتر از باغ بهشت است تو باب جبریل امینی زیارتخانهی امالبنینی نشان از عطر و بوی یاس داری که در خود ریشهی عباس داری گُلی که میدهد بوی علی کیست؟ گُلی جز فاطمه بنت اسد نیست انیس گنبد خَضرا تو هستی قرین تربت زهرا تو هستی اگرچه همجوار آن حبیبی کنار مصطفی اما غریبی (بقیعا در دل شهر مدینه تویی تنها امینِ زخم سینه) ۲ تو تنها شاهد صوتالحزینی شنیدی نالهی فضّه خُذینی بده اذن دخولی تا بیائیم به مژگان آب و جارویت نمائیم ***** الا ای مادر پهلوشکسته به جان آن امیر دستبسته ز جا برخیز با آن آه شبگیر خدا را نیمهشب دست طلب گیر ببین آتش به باغ و بوستانت ببین شد تازه داغ دوستانت همانان که تو را تکذیب کردن بقیع عشق را تخریب کردن دوباره شعله در گردون کشیدند ضعیفان را به خاک و خون کشیدند دوباره شیعه بر غم مبتلا شد که خاک سامرا چون کربلا شد دوباره کوچهکوچه خون گرفتند تقاص لیلی از مجنون گرفتند دعا کن مادرا مهدی بیاید دعا کن روز همعهدی بیاید دعا کن تا رسد روز ملاقات بوَد لبیک ما با یا لِثارات دعا کن تا رسد روز قیامش که ما هستیم یار انتقامش