باز آویزان شده کهنه لباس شاه ما آفتابِ صحن، سوی مغربِ گودال رفت بیرق گنبد عوض شد، مادری از حال رفت نصب کردم سردرِ این خانه پرچم را، حسین شُکر که امسال هم دیدم مُحرم را حسین نخبهنخ با تار و پودش گریه کرده سوخته فاطمه رخت عزاداری ما را دوخته ما کبوترهای جَلد در مسیر قبّهایم زیر سقف هیئتت باشیم، زیر قبّهایم خواهشِ دلتنگی ما، تنگیِ آغوش توست چهارگوش این حسینیه همان ششگوش توست غنچههای کوچک ما پَرپَر تو میشود طفلهای ما فدای اصغر تو میشود قصّهی ما در حریم ماجرایت قد کشید کودکیهامان میان دستههایت قد کشید سکهی عشق سهساله، رونق بازارهاست نام شیرین رقیه، شوق دختردارهاست دوستی جز با رفیق سینهزن مطلوب نیست حال عابس در فراق شوذب اصلا خوب نیست بیزیارت، مثل مرغی در میان مَحبسیم از شب اول برای اربعین دلواپسیم تو قتیل اشک هستی، ما هلاک کربلا کاش خون ما بریزد روی خاک کربلا اشکهای ما کفاف زخمهایت را نداد اشکهای ما کم است و زخمهای تو زیاد هیچ قتلی، مثل قتل صبر تو مشکل نبود شمر آدابی برای ذبح تو قائل نبود سفر نیا تا سفرو زهرت نکردند نیزهنشین، وارد این شَهرت نکردند برگرد حسین، تا کوفیا نحرت نکردند دور و ورت یه چندتا دخترن ناز که کنند، با سیلی میخرند زینبتو اسیری میبَرند این گوشها، از موعذههات سیرن بیسر شی، به سمت خیمه میرن شد روم سیاه، ای مو سپیدِ این قبیله زینب دیگه، بعد از اباالفضل بیکفیله ابن عقیل، شرمنده میشه از عقیله پشت سرت، چه حرفایی زدن دلدادههات، با نیزه اومدن دلواپسم، برای اون بدن این مردم، مسلموناشون اینن پاش باشه، رو سینهاَتم هم میشینن حسین، ای بیکفن حسین حسین حسین حسین، ای عشق من حسین حسین حسین دود بود و دود بود و دود بود گل میان آتش نمرود بود **** لگد زدن، مادرم رو بد زدن جای هر کسی نبود، اونجا زدن بابام با اشک، داره فریاد میزنه اون زنی که میزنید زن منه