نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بار رفتنشو بسته دیگر میره دیدن موسی ابن جعفر دق کرد آخر از هجر برادر چشمام امشب، بارون بارونه گریون گریونه محزون محزونه ای وای از غم یاس رضا مضطر از دوری دلبر گردیده است پرپر **** بار رفتنشو بسته دیگر میره دیدن موسی ابن جعفر دق کرد آخر از هجر برادر همچون زینب، گر چه دلش زاره خوناب میباره از غصه بیماره اما دیگر، هرگز ندیده او زخم سر و ابرو خون لخته بر گیسو زینب، تنها بین مشتی دشمن عمه، همسفر شد با اهریمن ای وای، به حال او میخنده دشمن چشمام امشب، بارون بارونه گریون گریونه محزون محزونه ای وای از غم یاس رضا مضطر از دوری دلبر گردیده است پرپر **** بار رفتنشو بسته دیگر میره دیدن موسی ابن جعفر دق کرد آخر از هجر برادر باز این قلبم، بیتاب بیتابه مست مِی نابه مجنون اربابه یابن الزهرا، جونم تو دستاته چشمای من ماته اون صحن زیباته ارباب، آقای بین الحرمینه قلبم، از ازل بوده زیر دینه ذکرم، یا قدیم الاحسان حسینه حسین جانم، جانم جانم جانم جانم ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد